تبليغاتX
تنها براي تو مينويسم؛ بي بي باران - تعطیلات نوروز
تعطیلات نوروز
 

تالاب چغاخور

**برگشتم خونه ، باز همه چیز عادی شد روز از نو روزی از نو باز هم تکرار باز هم درس کتاب و خواندن بی نتیجه باز هم نقطه سر خط.
چهره شهر عوض شده بود به بهانه آمدن اپک ،  به بهانه صد سالگی نفت دارند تمام داشته های شهر رو که روزگاری به اون می بالید رو بهم میریزند ؛ تمام درختهای قدیمی ، پل ها ، مدرسه های قدیمی ( که قدمتشان به اندازه خود شهر ) رو از بین بردند   فکر کنم تا چند سال دیگه ، شهر برای همه خالی از خاطره بشه تنها چیزی که فعلا !!!!!! سرجاش کوهها و تپه ها و دشت پر از لاله است هرچند میدونم تا چند سال دیگه به بهانه انتقال شهر و ایجاد شهر جدید ،  همین بازمانده خاطرات هم از بین میره

***دو اتوبوس از بازدید کنندگان مناطق جنگی تصادف کردند که خیلی  از این افراد کشته شدند سری اول دانشجو دانشگاه غیرانتفاعی  و سری دوم هم فرهنگیان بودند من بیشتر  این مناطق جنگی رو دیدم اصلا نمیدونم وقتی خوزستان این همه جای دیدنی داره آخه  دیدن این مناطق که خطر جانی داره چه ارزشی داره ؟ اون هم از راه دور  با اون جاده های پیچ در پیچ که حتما باید راننده حرفه ایی  یا  محلی باشه . یادم همین شلمچه که اینقدر در موردش تبلیغات میکنند تا همین چند سال پیش پوشیده از مین بود و قدم به قدم که میرفتی  اخطار پشت اخطار !

پ ن: فعلا خوبم ، خوبم ، خوبم و همین آرامش و عادی بودن زندگی رو دوست دارم تا یک مدت هم دنبال تحول نیستم ، سکون هم بعضی اوقات لازم  ولی  وقتی عزیزی رو از دست میدی دیگه حتی خندیدن هم تو رو دچار عذاب وجدان میکنه وقتی مجبوری درست در شادترین لحظه ات به خودت تلنگر بزنی هی فلانی عمو هم رفت

عکس در سایز بزرگتر

+نوشته شده در جمعه نهم فروردین 1387ساعت11:25 بعد از ظهرتوسط بي بي باران |