تبليغاتX
تنها براي تو مينويسم؛ بي بي باران - این روزها....
این روزها....
- با اين همه - اي قلب در به در! -
از ياد مبر
که ما - من و تو -
عشق را رعايت کرده ايم ،
از ياد مبر
که ما - من و تو -
انسان را رعايت کرده ايم ،
خود اگر شاهکار خدا بود
يا نبود ...
(شاملو)


روزهاي پر از پوچي است پر از تنهايي آذين بسته شده با دلتنگي ، دلشوره هاي ممتد و بي ثمر و آزار دهنده . غمگينم ، شادم ، ميخندم و ميگريم روزهايي پر از تضادهاي احساسي ؛ آخرين اميدم به انسان بود که اين روزها از اين تنها معجزه زندگي من ، يک شعبده بازي احمقانه از آب در آمد . در همه زندگي سعي کردم نه کسي بيازارم نه کسي را برنجانم و تنهايي کسي را ترسناک تر و سياه تر نکنم و هر گاه به سببي کسي را هم رنجاندم از ناداني بود و اعمال کودکانه ! حسادت ، بدجنسي ،و... جز خصلت هايي هستند که هرگز در وجودم راه نيافتند ولي باز هم هميشه من متهمم دلتنگ يک دوستي خوبم ، دوستي بي دغدغه ، بي ترس از هر تفسير و تعبير رفتار ....براي همين خسته ام از اين جواب های معکوس همه معادلاتم

اين روزها کتاب ميخوانم ، زياد و فيلم ميبينم ، بسيار و اين تنها هنر من است در اين دوره رکود و بي هنري چندي پيش مادر پرل باک و درخت انجير معابد احمد محمود را خواندم و از فيلمها جونو ، کفاره ، پرسپوليس ،خواب مورچه ها ي مخملباف ( که برعکس همه از فيلم خوشم آمد ) بادبادک باز ، و...( بقيه يادم نيست) دايره زنگي هم ديدم فيلم بدي نبود ديدن آدمهايي ملموس که چندان دور از ذهن نبودند و پيدا کردشان کار چندان سختي نيست و ديدن این فیلم رو به هر کسي که اهل سينماست پيشنهاد ميکنم . دارم دوباره به تاريخ علاقه ميشم بخصوص دوره قاجار شايد خواندن کتاب خاطرات و سفرنامه ظهيرالدوله بي تاثير نبوده هر چند نثر مشکلي داره و به سختی پیش میره ولي برام جذاب ، هميشه به اين نثرهاي قديمي علاقه داشتم وقتي مجبوري براي کلمات کلي فرهنگ لغت رو بريزي بيرون اين جستجو بهت حس خوبي ميده گنجینه لغتت رو بالا میبره و هميشه از نثر عين القضات از تاريخ بيهقي و عبيد زاکاني لذت بردم

پ ن: از بدشانسي هاي روزگار هم اين که بعد سالها که فرصتي براي ديدن دشت لاله هاي واژگون مهيا شده ؛ حتي يک لاله در آن صحرا نروييده


+نوشته شده در دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت11:27 بعد از ظهرتوسط بي بي باران |