تبليغاتX
تنها براي تو مينويسم؛ بي بي باران - قانون و مزاحمتهای خیابانی
قانون و مزاحمتهای خیابانی

 

حادثه اول:

هوای قدم زدن دارم همیشه از غروب و دلتنگی هایش بیزارم بدون فکر و هیجان زده  به هوای قدم زدن و کمی خلوت از خانه خارج میشم  صدایی پشت سرم میگه کجا میری بدون توجه و فکر جوابی میدم و قدم به خیابان میذارم دلم میخواد تنها باشم هنوز چند قدمی از خونه بیرون نزدم که صدای قدمهایی را از پشت سرم می شنوم که سعی میکنه قدمها یش رو با من هماهنگ کنه  می ترسم همیشه در این مواقع یک ترس نهادینه شده به سراغم میاد ناگهان  شروع به خواندن میکند و ....اگر خودم را کنار نکشیده بودم !!!! با وحشت و به حالت دویدن به خانه بر می گردم وهمچنان با وقاحت تمام همراهیم می کند و تصمیم گرفتم دلتنگیم را با اتاقم قسمت کنم

 

حادثه دوم:

ظهر های خوزستان خلوتند و ساکت من ساعت 4 امتحان دارم ساعت 3 بی صدا از خانه خارج می شوم دلیلی بر همراهی کسی نمی بینم ؛ سر ایستگاه تلاشم بر یافتن یک تاکسی است و درجواب بوق و چراغهای بی موقع رویم را بر میگردانم تا ماشین مورد نظر را پیدا میکنم تاکسی با راننده ایی مسن و دو مسافر دیگر، هنوز سوار نشده صدایی  از دور می آید که خطاب به راننده می گوید خوش به حالت ؛ در تمام عمرم اینقدر خجالت نکشیده بودم تا نیمه راه بحث سه سرنشین دیگر درباره بی ادبی آن جوان بود و من  با شرم خودم را به نشنیدن زدم

 

حادثه سوم:

سوار تاکسی می شوم عجله دارم و خسته ام و کمی هم بی حوصله این گرما کلافه ام کرده و دوست دارم سریع به خانه برسم  تا از شر این   گرما راحت بشم  این لباسهای مشکی هم مشکل را دو برابر کرده اند اصلا حواسم به راننده نیست  و فقط صدای موسیقی به گوشم میرسد که چندان هم خوشایند نیست ناگهان راننده کاغذی را به طرفم دراز میکند اول موضوع را نمی فهمم ولی در ادامه  وقتی  که پیشنهاد یک قرار را می دهد درک موضوع آسان شد با عجله درماشین در حال حرکت را باز کردم و ماشین مجبور به ایستادن شد و از شدت عصبانیت تا خونه رو پیاده رفتم دیگر گرما برایم مهم نبود

 

 

این موارد نمونه اتفاقاتی است بارها دوستان و آشنایان    به صورتهای مختلف  برایم تعریف کرده اند ومتاسفانه برای تک تک ما گونه های مختلف این موارد و یا موارد مشابه را لمس نموده ایم در بسیاری از موارد از لحاظ روحی و راونی تاثیری نامطلوب داشته است در ماده 619 قانون مجازات اسلامی : هرکس در اماکن عمومی یا معابر متعرض یا مزاحم اطفال یا زنان شود یا با الفاظ و حرکات مخالف شوون و حیثیت به آنان توهین نماید به حبس از دو تا شش ماه و تا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد. متاسفانه حتی با وجود ماده فوق کمتر کسی با استناد به این ماده از مزاحم خود به دادگاه شکایت کرده است ،  مطمئنا یکی از بزرگترین دلایل آن عدم آگاهی زنان نسبت به این ماده است ،   شاید همان موارد ترس از خانواده و آبرو و ترس از عدم همکاری دادگاه با وی در پیگیری نکردن موضوع بی تاثیر نباشد در بسیاری از موارد هم وقتی دختر موضوع را با خانواده در میان گذاشته ، خود مقصر شنا خته شده است که  متاسفانه در عرف و فرهنگ ما زنان همیشه مقصر اصلی شناخته شده اند برخلاف تمام تبلیغها و تلاش برای حاکمیت قانون در فرهنگ ما هنوز این عرف که مرتبه اعلی قرار دارد و در بسیاری از موارد قدرت و حاکمیت آن بر قانون بخصوص در موارد خانوادگی مشهود است . در تمام اتفاقات ناموسی و آزار و اذیتها از دیدگاه عرف و خانواده  این زن است که با رفتار ناشایست خود باعث بوجود آمدن این مشکلات شده و حتی در مواردی که مرد خیانت می کند مقصر اصلی زن است که محیط خانه را برای همسرش به طرز مطلوب مهیا نکرده و مرد مجبور !!! است برای جبران این کمبود محبت به کسان دیگر پناه برد با این همه هنوز هم  نمی دانم این مردان چه هنگام می خواهند به این باور برسند که زنان هم مثل آنان خواهان حضور در اجتماع هستند  ..................

 

این هم مصاحبه وبلاگ بیلی و من با خورشید خانم

 

راستی چرا نمیشه وبلاگهای بلاگ اسکای و بلاگ اسپات رو دید؟؟

 

 

 

 

+نوشته شده در شنبه سی و یکم اردیبهشت 1384ساعت12:49 بعد از ظهرتوسط بي بي باران |